معنی جوشقان

معنی جوشقان

4 بازدید
[ جَ شِ ] (اِخ) قصبه ای است جزء دهستان رزقچای بخش نوبران شهرستان ساوه دارای ۱۵۴۴ تن سکنه. آب آن از قنات و زه آب رودخانهٔ مزدقان و محصول آن غلات، بادام، بنشن، گردو، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ جَ شِ ] (اِخ) دهی از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد. جلگه و سردسیری. سکنهٔ آن ۱۸۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ شِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. جلگه و معتدل. سکنهٔ آن ۶۹۶ تن. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و بنشن و زیره و میوه جات و شغل اهالی زراعت و مالداری و صنایع دستی قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). و رجوع به مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۸۷ شود.
[ جَ شِ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش میمهٔ شهرستان کاشان. همچنین نام قصبه ایست. این دهستان در شمال خاوری میمه در دره و دامنهٔ باختری کوهستان قمصر واقع است. هوای آن سردسیری خوش آب وهوا. آب آن از چشمه سارها و قنوات. محصول عمدهٔ آن غلات، حبوبات، لبنیات است. این دهستان از ۱۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۷هزار نفر و مرکز دهستان قصبهٔ جوشقان مشهور به جوشقان قالی و قراء مهم آن بشرح زیر است: کامو واقع در ۲۶هزارگزی شمال خاوری میمه و آرزان در ۳۶هزارگزی شمال میمه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ شِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان تابع بخش میمهٔ شهرستان کاشان و به جوشقان قالی معروف است. در شهرستان کاشان دو جوشقان وجود دارد، جوشقان دهستان نیاسر را بواسطهٔ نزدیکی به قصبهٔ استرک، جوشقان استرک و جوشقان میمه را بواسطهٔ معروفیت قالی آن جوشقان قالی مینامند. این قصبه در ۱۸هزارگزی شمال میمه واقع و دارای ۲۷۶۶ تن جمعیت است. آب قصبه از ۷ رشته قنات و رودخانهٔ کن تأمین میگردد. محصول عمدهٔ آن غلات، حبوبات، انگور و سیب زمینی و میوه جات سردسیری و لبنیات و صنایع دستی قالی بافی بدون نقشه و کرباس بافی است. قالیهای نقش جوشقان در کشور معروف است. خط تلفن کاشان به میمه از این قصبه میگذرد. راه فرعی ماشین رو به میمه و دبستان و ۲۰ باب دکان دارد. مزارع چوگان، روانج و چند مزرعهٔ کوچک دیگر جزء این قصبه است. از آثار قدیم برج خرابه روی تپهٔ مجاور و بنای امام زادهٔ آن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ شِ ] (اِخ) قصبه ای جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان دارای ۲۹۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول عمدهٔ آن غلات، پنبه، انار، انجیر و میوه جات دیگر. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه فرعی بکاشان از طریق راوند و دبستان دارد. مزارع فتح آباد و افضل آباد جزء این قصبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «جوشقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید