معنی جوز هندی
6 بازدید
[ جَ / جُو زِ هِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گردکان هندی است که نارگیل باشد، معرب آن نارجیل است. (برهان). در رسالهٔ پهلوی (خسروکواتان و ریتک وی) «بند ۵۰» آمده: انارگیل که با شکر خورند بهندوی انارگیل خوانند و بپارسیک گوچ ی هیندوک (گوز هندی) خوانند. (حاشیهٔ برهان چ معین از اونوالا ص ۲۵). نارجیلست و گفته شود جوز بویا، گرم و خشک در سیم و گویند در دوم، بوی دهان خوش کند و جگر و معده را قوت دهد و روشنی چشم بیفزاید و شکم به بندد و عسر بول را سودمند آید و نشاط آرد و شربتی از او دو درم تا سه درم است. (تحفه): دو رخ چون جوز هندی ریشه ریشه دو حنظل هر یکی زهری به شیشه.نظامی.
کلمات همقافیه با «جوز هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر