معنی جوزهر

معنی جوزهر

6 بازدید
[ جَ زَ هَ ] (اِخ) معرب گوزهر است که فلک اول قمر است و او بمنزلهٔ ممثل اوست. (برهان) (ذیل اقرب الموارد). ممثل قمر. (کشاف اصطلاحات الفنون). || هر یک از عقدهٔ رأس و ذنب را نیز گویند و آن محل تقاطع فلک حامل و مایل قمر است. (برهان). ابوریحان نویسد: چون سطح فلک مایل بگرایست از سطح منطقةالبروج بضرورت هر دو دایره بدو جای برابر تقاطع کردند، همچنانکه منطقةالبروج با معدل النهار بدو جای برابر تقاطع کرده است پس نام جوزهر بر این هر دو نقطه همی افتد آنکه چون یکی را از دیگری جدا خواهی کردن، بدانکه آن تقاطع که چون ستاره از وی بگذرد بشمال اوفتد از منطقةالبروج رأس خوانند و آن دیگر تقاطع که چون از وی بگذرد بجنوب اوفتد از منطقةالبروج ذنب خوانند. (حاشیهٔ برهان از التفهیم بیرونی ص ۱۲۲). جوزهر کلمهٔ فارسی معرب از گوز، گردکان و چهر، صورت یا از گوی، کره و چهر، صورت و اول اصح است. (مفاتیح). هر یک از دو نقطه که دو دایره از افلاک بر آن دو نقطه تقاطع کنند و آن دو نقطه را عقدتین گویند و هر یک را نیز تنین نامند و یکی از عقدتین را رأس و دیگری را ذنب خوانند و این در هر دو فلکی که تقاطع کنند باشد ولی چون کلمهٔ جوزهر را مطلق گویند مراد از آن جوزهر ماه باشد و این همان جوزهر است که حساب آن در تقویم نگاه دارند. (مفاتیح). جوزهر بدون اضافه اطلاق میشود بر ممثل قمر و به حالت اضافه اطلاق میگردد بر عقده. (کشاف): دهانْش را اثر مشتری بجای زبان میانْش را گره جوزهر بجای کمر.عنصری. مَرْکبان شاه را چون جوزهر بربسته دم گفتی از هر جوز هر جوزای ازهر ساختند. خاقانی. چون کشد قوس جوزهر بینی که بجوزای ازهر اندازد.خاقانی. شاه چون خورشید و در کف جوزهر با کمند خیزران آمد به رزم.خاقانی. زرّ درشت خورشید بر سکهٔ تو بگذشت در جوزهر سیه شد از ننگ کم عیاری. سیف اسفرنگی.

کلمات هم‌قافیه با «جوزهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید