معنی جوزقان
6 بازدید
[ زَ ] (اِخ) گروهی است از اکراد. (منتهی الارب). گروهی از اکراد به حلوان. (اقرب الموارد).[ جُو زَ ] (اِخ) قریه ای است قدیمی از باخرز از مَحالّ خراسان، هوایش معتدل است و از آب قنات مشروب میشود. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۸۶). دهی از مشهدریزهٔ میان ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد. این ده ۱۱۵۲ تن سکنه دارد. محصول آن غلات و زیره و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ زَ ] (اِخ) از دههای همدان است. گروهی از محدثان بدان منسوبند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جوزقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر