معنی جوزق
6 بازدید
[ جَ / جو زَ ] (معرب، اِ) جوزق پنبه؛ معرب کوزهٔ پنبه، غلاف پنبه که هنوز پنبه از آن برنیاورده باشند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). غوزهٔ پنبه قبل از شکفتن. معرب گوزه. (غیاث) (آنندراج). کولک. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی).[ جَ زَ ] (اِخ) از نواحی نیشابور است. گروهی از محدثان بدان منسوب و به جوزقی معروفند. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «جوزق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زق» برای سرودن شعر