معنی جوجن
6 بازدید
[ جو جِ ] (هزوارش، اِ) بلغت زند و پازند بمعنی درم باشد که چهل وهشت حبه [ چک: ۸۴ حبه ] است. (برهان). رجوع به جوجر شود.[ جو جَ ] (هندی، اِ) بلغت هندی یک فرسخ و ثلث فرسخی باشد که چهار گروه است. (برهان). فلیعلم ان [ لهم للهنود ] فی المسافات مقداراً یسمی جوژن و یشتمل علی ثمانیة امیال فهو اذن اثنان و ثلثون الف ذراع. (حاشیهٔ برهان چ معین از التفهیم ص ۱۶۰ متن و حاشیه و تحقیق ماللهند).
کلمات همقافیه با «جوجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر