معنی جوجم

معنی جوجم

8 بازدید
[ جو جَ ] (اِ) شاخی را گویند از درخت که گل و میوه بار آورد. در انجمن آرا آمده: فرهنگ جهانگیری گفته: شاخ اصلی بود که گل و میوه دارد. و بدین شعر ابوالفرج : رسته ست بهار از بهار عدلت چون شاخ فزونی ز شاخ جوجم مثال آورده و نوشته است که در عربی گل سرخ را گویند و در این هر دو سهو کرده، یکی اینکه بمعنی گل سرخ به حاء مهمله است در اول، دیگر اینکه در بیت مذکور مراد شاخ گل است و به حاء باید خواند چه بمعنی شاخ اصل و در نسخ دیگر بنظر نیامده است. و در شرح قاموس گوید: حوجم بفتح حاء مهمله و جیم گل سرخ است که از آن گلاب کشند، پس عربی را عجمی و آن را هم غلط خوانده است. صاحب برهان هم به او اقتفاء کرده است. حوجمه واحد آنست. (انجمن آرای ناصری).

کلمات هم‌قافیه با «جوجم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید