معنی جوانب
6 بازدید
[ جَ نِ ] (ع اِ) جِ جانب. اکناف. پهلوها. (منتهی الارب): و برفق و مدارا بر همهٔ جوانب زندگانی میکرد. (کلیله و دمنه). بر حوالی و جوانب آن هزار قصر از سنگ بنیاد نهاده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رجوع به جانب شود.
کلمات همقافیه با «جوانب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نب» برای سرودن شعر