معنی جوالق
4 بازدید
[ جِ لِ / جُ لَ ] (معرب، اِ) جوال. (منتهی الارب). رجوع به جوال شود.[ جَ لِ ] (معرب، اِ) جوالیق. جوالقات. جِ جُوالَق، بمعنی جوال. (منتهی الارب). رجوع به جوال شود.[ جُ لِ ] (معرب، اِ) جوال. (منتهی الارب). معرب گوال، بمعنی جوال بلکه جوال نیز معرب گوال است. (آنندراج از غیاث). گاله : چرا به من صلت گندمش همی نرسد وکیل او را گویی خر و جوالق نیست. سوزنی. || جنسی بود از پوشش قلندران، و این جمع جولق است و جولق معرب جولخ و جولخ بافتهٔ پشمی باشد که از آن خرجین سازند و مردم فقیر و قلندران نیز پوشند. (برهان). رجوع به جولق و جولخ شود.
کلمات همقافیه با «جوالق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر