معنی جوالق

معنی جوالق

4 بازدید
[ جِ لِ / جُ لَ ] (معرب، اِ) جوال. (منتهی الارب). رجوع به جوال شود.
[ جَ لِ ] (معرب، اِ) جوالیق. جوالقات. جِ جُوالَق، بمعنی جوال. (منتهی الارب). رجوع به جوال شود.
[ جُ لِ ] (معرب، اِ) جوال. (منتهی الارب). معرب گوال، بمعنی جوال بلکه جوال نیز معرب گوال است. (آنندراج از غیاث). گاله : چرا به من صلت گندمش همی نرسد وکیل او را گویی خر و جوالق نیست. سوزنی. || جنسی بود از پوشش قلندران، و این جمع جولق است و جولق معرب جولخ و جولخ بافتهٔ پشمی باشد که از آن خرجین سازند و مردم فقیر و قلندران نیز پوشند. (برهان). رجوع به جولق و جولخ شود.

کلمات هم‌قافیه با «جوالق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید