معنی جوالدوز
4 بازدید
[ جَ / جُ ] (اِ مرکب) سوزنی بزرگ و درشت برای دوختن توبره و جوال و امثال آن. مِسَلّة. (زمخشری). سوزن کلان که جوال به آن دوزند. (آنندراج): سعدی خط سبز دوست دارد نه هر علف جوال دوزی.سعدی. - امثال: احمدک وقتی بیکار میماند جوالدوز بخود میزند. یک سوزن به خود بزن یک جوالدوز به دیگران. || (نف مرکب) آنکه جوال دوزد. دوزندهٔ جوال.
کلمات همقافیه با «جوالدوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر