معنی واژه جهشان
5 بازدید
[ جَ هَ ] (ع مص) زاریدن. (منتهی الارب). || آمادهٔ گریستن شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). آغاز کردن بگریستن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). رجوع به جهش و جهوش شود. || ترسیدن و گریختن. (منتهی الارب). ترسیدن، و گویند گریختن. (اقرب الموارد).