معنی جهان‌بین

معنی جهان‌بین

7 بازدید
[ جَ هامْ ] (نف مرکب، اِ مرکب) جهان بیننده. بینندهٔ جهان. || چشم را گویند و عرب عین خوانند. (برهان): و بهر دو معنی حافظ دربارهٔ امیر مبارزالدین محمد و میل کشیدن چشمان وی به امر پسرش شاه شجاع گوید: آنکه روشن بد جهان بینش بدو میل در چشم جهان بینش کشید. حافظ (از حاشیهٔ برهان چ معین). || چشم باطنی. (فرهنگ فارسی معین). || کنایه از فرزند. (برهان): همان تا لب رود جیحون براند جهان بین خود را بکشتی نشاند.فردوسی. || مردم جهانگرد. (برهان) (انجمن آرای ناصری). گردش کننده در اقطار عالم. سیاح. جهانگرد. || (اصطلاح تصوف) روحی که در باطن آدمی نهفته است. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «جهان‌بین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید