معنی جنگاوری
4 بازدید
[ جَ وَ ] (حامص مرکب) جنگجویی. دلیری. شجاعت. نبرد و پیکار و مبارزت. (ناظم الاطباء): دو مرغ دلاور در آن داوری زمانی نمودند جنگاوری.نظامی. ندیدم به مردانگی چون تو کس که جنگاوری بر دو نوع است و بس. سعدی.
کلمات همقافیه با «جنگاوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر