معنی جنگاور
4 بازدید
[ جَ وَ ] (نف مرکب) جنگ آورنده. جنگجو. (از ناظم الاطباء). ستیزه جو. جنگی. شجاع. (ناظم الاطباء): همی رای زد با چنان مهتران که بودند شیران و جنگاوران.فردوسی. کجا دیده ای جنگ جنگاوران کجا یافتی باد گرز گران.فردوسی.
کلمات همقافیه با «جنگاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر