معنی جندرة
6 بازدید
[ جَ دَ رَ ] (ع مص) روشن کردن نوشتهٔ محوشده را. || تازه کردن نگار جامه را بعد از آن که محو شده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) ابن خیشنه. ابوقرصافة صحابی است. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جندرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر