معنی جندر
5 بازدید
[ جَ دَ ] (اِ) اسباب و رخوت پوشیدنی و غیره باشد، چه جندر خانه خانه ایست که در آن اسباب پوشیدنی و غیرپوشیدنی گذارند. (برهان) (آنندراج).[ جِ دَ ] (اِخ) دهی از دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در ۹هزارگزی باختر اردبیل و ۹هزارگزی شوسهٔ مشکین شهر -اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۴۷۶ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «جندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر