معنی جندب

معنی جندب

12 بازدید
[ جُ دُ ] (ع اِ) نوعی از ملخ. (منتهی الارب). - ام جندب؛ بلا و غدر و ستم: وقعوا فی ام جندب؛ یعنی به آنان ستم شد. (منتهی الارب).
[ جُ دَ ] (اِخ) ابن جنادةبن عبید غفاری، مکنی به ابوذر. از بزرگان صحابهٔ پیغمبر است. گویند پنجمین کسی است که اسلام آورد، در صدق و راستی به وی مثل زنند، نخستین کسی است که پیغمبر را بتحیت و سلام اسلامی تحیت گفت. رجوع به ابوذر در همین لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «جندب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید