معنی جنتی اصفهانی

معنی جنتی اصفهانی

5 بازدید
[ جَ نْ نَ یِ اِ فَ ] (اِخ) مؤلف آتشکده از وی در شمار شعرای اصفهان نام برده و گوید: اسمش زین الدین از قریهٔ جز است، گویند که شعر بسیاری گفته، توفیق ترتیب نیافته، این قطعه از مثنوی شاپور و شهناز از او در اینجا نوشته شد: شبی بازی ببازی گفت در دشت که تا کی کوه و صحرا میتوان گشت بیا تا سوی شهر آریم پرواز که با شهزادگان باشیم دمساز بشبها شمع کافوری گدازیم بروزان با شهان نخجیر بازیم جوابش داد آن باز نکورای که ای نادان دون همت سراپای تمام عمر اگر در کوهساران جفای برف بینی، جور باران کشی در هر نفس صد گونه خواری ز چنگال عقابان شکاری بسی بهتر که در تخت زراندود دمی محکوم حکم دیگری بود. (از آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۱۷۹) (الذریعه جزء ۱ از ج ۹ ص ۲۰۶).

کلمات هم‌قافیه با «جنتی اصفهانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید