معنی جنتآباد
5 بازدید
[ جَ نْ نَ ] (اِخ) نام یکی از مزارع معروف قم است. محصول عمدهٔ این مزرعه نعناع است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۳۶۹). دهی است جزء دهستان قنوات بخش حومهٔ قم در ۱۲هزارگزی جنوب خاوری قم و متصل به راه آهن قم -کاشان و در ۳هزارگزی راه شوسه. این ده در جلگه واقع و دارای هوایی معتدل است. سکنهٔ آن ۶۰۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، صیفی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و گلیم و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد و از لنجرود میتوان ماشین برد. ساکنین از طایفهٔ ایل خراسانی هستند و در تابستان برای تعلیف احشام به ارتفاعات فردو میروند و مراجعت مینمایند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین، در ۱۲هزارگزی جنوب باختری قزوین و ۲هزارگزی راه عمومی و در جلگه واقع و دارای هوایی معتدل است. سکنهٔ آن ۲۱۷ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، تاکستان، بادام، جالیز و شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم و جوراب بافی است. ماشین نیز به این ده میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان زهرای بخش بوئین شهرستان قزوین، واقع در ۱۲هزارگزی شمال باختری بوئین و ۵هزارگزی راه کاروانرو قزوین - بوئین. این ده، ده کوچکی است. سکنهٔ آن ۳۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دیههای فزلکچلوی زنجان. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۶۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) از مزارع قوام آباد کرمان است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۶۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) یکی از مزارع سبزوار است. اشجار میوه دارد. آبش از قنات. سکنهٔ قرای دیگر آنرا زراعت میکنند. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۶۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان آباده واقع در سه هزارگزی شمال آباده، کنار شوسهٔ شیراز به آباده. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۴۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور و بادام و شغل اهالی زراعت و گیوه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان چنار بخش مرکزی شهرستان آباده واقع در ۱۲هزارگزی خاور آباده، کنار شوسهٔ اقلید به آباده. سکنهٔ آن ۸ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان واقع در ۳هزارگزی باختر مالرو زنجان به بافق. این ده کوچک ۲ خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سیرچ بخش شهداد شهرستان کرمان واقع در ۳۲هزارگزی جنوب باختری شهداد و ۵هزارگزی جنوب راه مالرو سیرچ - کرمان. سکنهٔ آن ۱۰ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان واقع در ۷۵هزارگزی باختر رفسنجان و نه هزارگزی خاور شوسهٔ رفسنجان به یزد. سکنهٔ آن ۲۰ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ارزوئیهٔ بخش بافت شهرستان سیرجان واقع در ۱۲۸هزارگزی جنوب باختری بافت و ۲هزارگزی جنوب راه فرعی دولت آباد- دشت بر. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۵۱ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ باختری شهرستان رفسنجان واقع در ۱۳هزارگزی باختر رفسنجان و ۲هزارگزی شمال شوسهٔ رفسنجان به یزد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۲۰۹ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، لبنیات، پسته و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در ۱۰۰هزارگزی خاوری کهنوج و ۱۰هزارگزی جنوب راه مالرو ریگان -کهنوج. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، حبوبات، خرما و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) مرکز دهستان جنت آباد بخش جنت آباد شهرستان مشهد واقع در ۱۳هزارگزی جنوب خاوری صالح آباد و ۶هزارگزی باختر هریرود. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۵۰۰ تن. آب آن از قنات و رودخانه و محصول آن غلات، ذرت، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین جنت آباد از طوایف بربری و تیموری می باشند. از ادارات دولتی مرزبانی و درمانگاه ژاندارمری دارد. دهانهٔ ذوالفقار در ۲۴هزارگزی جنوب خاوری این ده واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) از مزارع طبس مسنا از محلات قاینات. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۶۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس در یک هزارگزی باختر طبس و ۴هزارگزی جنوب شوسهٔ عمومی طبس به یزد. موقع جغرافیایی آن جلگه و گرم سیری است. سکنهٔ آن ۱۲ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان کبریت بخش طبس شهرستان فردوس واقع در ۱۸هزارگزی جنوب خاوری طبس. موقع جغرافیایی آن جلگه و گرم سیری است. سکنهٔ آن ۵۰ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) از قرای بلوک دربقاضی است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۶۹). دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور واقع در ۱۲هزارگزی خاور نیشابور. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۷۵ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان مشهد است. حدود بخش از طرف خاور به هریرود، مرز ایران و افغانستان و شوروی. از باختر بکوه ساخو و کوه سفید، دهستان پائین ولایت، از شمال بکوه چاه جهنی، دهستان شوریچه از بخش سرخس و از طرف جنوب بکوه نبی تاک و شاه نشین. این بخش در جنوب خاوری و ۱۸۰هزارگزی شهرستان مشهد واقع و منطقه ایست کوهستانی و هوای آن معتدل است. آب مزروعی قراء از چشمه سار و قنوات تأمین میشود. از سه دهستان بنام صالح آباد، جنت آباد و قلعه حمام که دارای ۹۳ آبادی است تشکیل شده و مجموع نفوس آن ۱۳۶۷۱ تن است. مرکز بخش صالح آباد است که در ۱۲هزارگزی مرز ایران و افغانستان واقع است. راه شوسه که از مرکز استان نهم به افغانستان منتهی میشود از این بخش عبور میکند. محصول عمدهٔ این بخش غلات، میوه جات، منداب، زیره و کنجد. محصول دامی بحد کافی دارد. اغلب گوسفندان این بخش از قره گل است که پوست برهٔ قره گل از پوست برهٔ آنهاست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اسحاق آباد بخش قدمگاه شهرستان نیشابور واقع در ۲۳هزارگزی جنوب خاوری قدمگاه و ۶هزارگزی جنوب جادهٔ عمومی نیشابور به مشهد. موقع جغرافیائی آن کویر گرم سیری است. سکنهٔ آن ۱۰۹ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مزنیان بخش داورزن شهرستان سبزوار واقع در ۸هزارگزی جنوب داورزن، سر راه شوسهٔ قدیمی سبزوار. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۳ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طبس بخش صفی آباد شهرستان سبزوار واقع در ۴۱هزارگزی جنوب باختری صفی آباد و یکهزارگزی جادهٔ ماشین رو صفی آباد به برغمد. موقع آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۸۸ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، میوه جات، بنشن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. از برغمد میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه واقع در ۵۰هزارگزی جنوب باختری رشخوار، سر راه مالرو عمومی جنگل به رشخوار. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرم سیری است. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد محولات شهرستان تربت حیدریه واقع در ۱۲هزارگزی جنوب باختری فیض آباد. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرم سیری است. سکنهٔ آن ۳۷۸ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد و از فیض آباد ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در ۴۷هزارگزی جنوب خاوری قاین، در دامنه و دارای هوایی معتدل است. سکنهٔ آن ۶۶ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و زعفران و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند در ۳۸هزارگزی جنوب خاوری درمیان و ۸هزارگزی خاور شوسهٔ عمومی مشهد به زاهدان. موقع آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۹ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان شهاباد بخش حومهٔ شهرستان بیرجند واقع در ۱۸هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. موقع طبیعی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۷ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین شهرستان اردستان واقع در ۴۰هزارگزی خاور اردستان و سه هزارگزی جنوب راه فرعی شهرآب به نائین. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۲۹ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خشکبار و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ جَ نْ نَ ] (اِخ) ده مخروبه ایست از بخش سمیرم بالای شهرستان شهرضا. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «جنتآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر