معنی جمیلی
6 بازدید
[ جَ ] (اِخ) ابراهیم بن محمدبن عمربن یحیی بن حسین علوی، مکنی به ابوطاهر. از محدثان است. وی در درب جمیل بغداد اقامت گزید. او از ابوالفضل محمدبن عبداللََّه بن مطلب شیبانی روایت کند و از وی خطیب ابوبکر روایت دارد. در بابل بسال ۴۶۹ هـ . ق. متولد شد و در بغداد در ماه صفر سال ۴۴۶ درگذشت. (لباب الانساب).[ جَ ] (اِخ) اسحاق نیشابوری بن عمر. شاعری است طرفه گوی. (منتهی الارب).[ جَ ] (اِخ) عبیداللََّه بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم بن محمدبن جمیل اصفهانی. از محدثان است. وی از جد خود اسحاق روایت دارد و از او ابوبکربن مردویه روایت کند. او در شعبان سال ۳۸۶ هـ . ق. درگذشت. (لباب الانساب).[ جَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن جمیل، مکنی به ابوسعید. از محدثان است. وی بسمرقند اقامت کرد و از ابوبکر محمدبن عیسی طرسوس روایت نمود و از او عبداللََّه بن عزیز محتسب روایت دارد. (لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «جمیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر