معنی جمیلة
9 بازدید
[ جَ لَ ] (ع ص) مؤنث جمیل: اخلاق جمیله. || خوب صورت نیکوسیرت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). زن نیکو. زن زیباروی. (فرهنگ فارسی معین). || (اِ) گروه آهوان و کبوتران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ جَ لَ ] (اِخ) نام زن حنظلةبن ابی عامر راهبست. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۳۴۹ شود.[ جَ لَ ] (اِخ) دختر عاصم بن ثابت بن ابوالافلح. یکی از زنان عمربن الخطاب. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۴۹۳ شود.
کلمات همقافیه با «جمیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر