معنی جمری

معنی جمری

6 بازدید
[ جُ ] (اِ) بلغت ماوراءالنهر، مردم بازاری و کم اصل و جلف و گدا و تلنگی را گویند. و بفتح اول و کسر اول هم آمده است. (برهان).
[ جَ ] (اِ) جُمْری. (برهان). رجوع به جُمری شود.
[ جِ ] (اِ) جُمْری. (برهان). رجوع به جُمری شود.
[ جَ ری ی ] (ع ص نسبی) نسبت است به بنوجمرة و آنان گروهی بودند از بنوضبه که در بصره مسکن گزیدند و محلّه ای بنام آنان نامیده شد. گروهی از محدثان به این نام مشهورند. (لباب الانساب).
[ جَ ری ی ] (اِخ) زیادبن ابی جمرة لخمی (منسوب است بپدر خود). از فقیهان و محدثان است. لیث بن سعد از او روایت دارد. وی پیش از ۱۵۰ هـ . ق. درگذشت. (لباب الانساب).
[ جَ ری ی ] (اِخ) عامربن شقیق بن جمرة اسدی (منسوب است بجد خود). از محدثان است. وی از ابووائل روایت کند و از او ثوری روایت دارد. (لباب الانساب).
[ جَ ری ی ] (اِخ) عبداللََّه بن محمد ضبی، مکنی به ابوعبدالرحمان. از محدثان است. ابومنصور محمدبن سعد از وی روایت دارد. (لباب الانساب).
[ جَ ری ی ] (اِخ) مالک بن نویرةبن جمرهٔ یربوعی تمیمی. از مرتدان مشهور است. وی بدست خالدبن ولید بقتل رسید. (لباب الانساب).

کلمات هم‌قافیه با «جمری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید