معنی جلیعه
6 بازدید
[ جَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان باوی (بلوک عمید) بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در ۴۳هزارگزی شمال خاوری اهواز و ۵هزارگزی باختر راه شوسهٔ مسجدسلیمان باهواز. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۱۵۰تن. آب آن از رودخانهٔ کارون و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ حمید هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۶).[ جَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول واقع در ۲۰هزارگزی جنوب خاوری دزفول و ۲۰هزارگزی جنوب راه شوش به دزفول موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آنجا از رودخانهٔ دز و محصول آن غلات، برنج، و کنجد و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ لر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «جلیعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر