معنی جلة

معنی جلة

6 بازدید
[ جَ لْ لَ ] (ع مص) گرد آوردن پشکل را بدست. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).
[ جُ لْ لَ ] (ع اِ) ظروف مایعات را نیز گویند همچو خم و خمچه و کدوی شراب و امثال آن و ظرفی نیز باشد مانند سبد که آنرا از برگ خرما بافند و خرما در آن کرده از جایی بجایی برند و بعضی گویند به این معنی عربی است. (برهان). زنبیل بزرگ برای خرما. ج، جِلال، جُلَل. (از اقرب الموارد). نوعی از خنور خرما و آوندی از برگ خرما. (منتهی الارب). جله بضم اول کدوی بزرگ از تمر و خرماست. (حاشیهٔ برهان از شرح قاموس). و رجوع به جُلّت شود. || پشکل و یک پشکل یا پشکل ناشکسته. (منتهی الارب). رجوع به جَلَّة شود.
[ جِ لْ لَ ] (ع ص، اِ) جِ جَلیل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بزرگان و اشخاص بااهمیت. (اقرب الموارد). گویند: قوم جلة. (اقرب الموارد). || کلانسال از شتر. || کلانسال از مردم. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). واحد و جمع و مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ناقهٔ شش ساله که هنوز بسال نهم نه درآمده یا شتر نر شش ساله را گویند: بعیر جِلّ و ناقة جِلَّة. || پشکل و یک پشکل یا پشکل ناشکسته. (منتهی الارب). رجوع به جُلَّه و جِلَّة شود.
[ جَ لْ لَ ] (ع اِ) پشکل و یک پشکل یا پشکل ناشکسته. (منتهی الارب). رجوع به جُلَّه و جِلَّة شود.

کلمات هم‌قافیه با «جلة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید