معنی جلا دادن
8 بازدید
[ جَ دَ ] (مص مرکب) پاک کردن. پاکیزه کردن. پرداخت کردن. صیقل دادن. براق کردن: جلا دادن ظروف فلزی؛ پاک و روشن ساختن آن. || تبعید کردن. نفی بلد کردن. اخراج بلد کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جلا دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر