معنی جلا
6 بازدید
[ جَ ] (از ع، اِ) سرمه که جلا میدهد بصر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). جِلاء. (اقرب الموارد): گر خاک پای دوست خداوند شوق را در دیدگان کشند جلای بصر بود.سعدی. - روغن جلا؛ از تربانتین و پاره چیزهای دیگر کنند.
کلمات همقافیه با «جلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر