معنی جلالی

معنی جلالی

5 بازدید
[ جَ ] (ص نسبی) نسبت است بجلال. || نسبت است به جلال الدین مکلشاه سلجوقی.
[ جَ لیْ ی ] (اِخ) محمدبن ابی بکر از محدثان است. (منتهی الارب).
[ جَ ] (اِخ) نام طایفه ای است از اکراد. (یادداشت مؤلف).
[ جَ ] (اِخ) تاریخ ... تاریخ جلالی را ملکشاه سلجوقی بسال ۴۷۱ هـ . ق. وقتی که اعتدال ربیعی در ۱۹ فروردین ماه قدیم واقع بود تأسیس کرد و اول سال را در اول حمل (روز اول بهار) قرار داد و بهمین جهت نوروز که تا آنوقت در سال شمسی سیار بود ثابت گردانیده و بنوروز سلطانی معروف شد و برای ثابت نگاه داشتن آن در سال شمسی بنا بر معروف کبیسهٔ دقیقی بر قرار کردند که از کبیسهٔ گریگوری هم دقیق تر بوده است. (گاه شماری در ایران قدیم ص ۱۶۷ ببعد). تا قبل از تاریخ جلالی سالهای ایرانی متحرک بود زیرا نه ابتدای آن مانند سایر سال های شمسی که ۳۶۵ روز و یک چهارم روز است با نقطهٔ معینی از منطقةالبروج مطابقت میکرد و نه اعیادش در یک اوقات ثابتی بود زیرا ایرانیان سال را بدوازده ماه که هر ماه سی روز بود تقسیم مینمودند و اسامی ماهها از اینقرار است: فروردین، اردی بهشت، خرداد، تیر، امرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفندارمذ و برای آنکه روزهای سال را کامل کرده و به ۳۶۵۱۴ روز برسانند اولا پنج روز بماه هشتم (آبان) بنام ایام مسترقه اضافه میکردند و آنرا اندرگاه مینامیدند بنابراین ماه آبان سی وپنج روز میشد ثانیاً در هر دوره زمانی که ۱۲۰ سال باشد یک ماه علاوه می کردند. و این ماه مجموع ۱۴ روزهای عرض این ۱۲۰ سال بود و آنرا بترتیب ماهها میافزودند یعنی اول، یکماه بر فروردین افزوده و آن را فروردین دوم می گفتند و در دورهٔ دوم آنرا بماه نام دوم مینامیدند و اردی بهشت دوم میگفتند و بهمین ترتیب تا ماه دوازدهم بنابراین ماه کبیسه در هر ۱۴۴۰ سال یکمرتبه از ماههای دوازده گانه میگذشته و بهمین جهت بود که اول سالها و عیدها نسبت بمنطقةالبروج جابجا میشد و بواسطهٔ این دوره که از کبیسه حاصل میشد اول سال و اعیاد موقع طبیعی خود را از دست میداد. این ترتیب تا سال ۴۶۷ هـ . ق. / ۱۰۷۵ م. یعنی دورهٔ پادشاهی ملکشاه سلجوقی باقی بود. در این وقت پادشاه سلجوقی اصلاح آنرا بعهدهٔ گروهی از دانشمندان که عمر خیام و ابوالمظفر و مأمون واسطی و محمد خازن از آنها بودند گزارد و آنها تاریخی شمسی وضع کردند که به تاریخ جلالی نامیده شد و آن از دقیق ترین تواریخ است. (ترجمهٔ دایرة المعارف اسلامی، خلیلی). در طول ماههای جلالی اقوال مختلف است. بر حسب آنچه در زیج سنجری آمده طول ماهها مطابق توقف آفتاب در بروج دوازده گانه بوده و هر یک از شش ماه اول سال ۳۱ روز بوده الاخرداد که ۳۲ روز بوده و باقی همه سی روزه بود بجز آذر و دی که ۲۹روزه و بجز اسفندارمذ در سالهای کبیسه که ۳۱ روزه بوده است. (گاه شماری در ایران قدیم ص ۱۶۷ ببعد).

کلمات هم‌قافیه با «جلالی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید