معنی جلال‌وند

معنی جلال‌وند

4 بازدید
[ جَ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بشیوهٔ بخش سرپل ذهاب شهرستان قصر شیرین واقع در سه هزارگزی خاور سرپل ذهاب -پشت کوه بشیوه. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن گرمسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ پاطاق و محصول آن غلات، برنج، پنبه، صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. این ده در دو محل نزدیک بهم قرار گرفته و به بالا و پائین مشهور است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ جَ وَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش مرکزی کرمانشاه است. این ده بین دهستانهای عثمان وند، هلیلان، هرسم و رودخانهٔ صیمره واقع شده و منطقه ای است کوهستانی. هوای آن سردسیری سالم است. آب اکثر قراء آن از چشمه سار و زه آب و رودخانه های محلی است. محصول عمدهٔ آن غلات، لبنیات، کتیرا و محصولات دامی است. راههای دهستان مالرو است. مرکز دهستان آبادی چنار است که در دو محل بنام علیا و سفلی قرار دارد. دهستان جلال وند از ۳۸ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۶۵۰۰ تن است. و قراء مهم آن به شرح زیر است: چشمه گچ، کربان، موسی انجیرک، خوبیاران، توء خشکه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «جلال‌وند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید