معنی جفوف
4 بازدید
[ جُ ] (ع مص) خشک گردیدن. خشک شدن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). خشک شدن جامه و جز آن. (از اقرب الموارد). جَفاف. رجوع به جفاف شود.
کلمات همقافیه با «جفوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر