معنی جفش
4 بازدید
[ جَ ] (ع مص) نرم فشردن چیزی را. || دوشیدن با اطراف انگشتان. (اقرب الموارد). || گرد آوردن چیزی را. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جفش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر