معنی جفت گرفتن
4 بازدید
[ جُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) همسر گرفتن. زنی را به همسری اختیار کردن. مردی را به شوهری برگزیدن. ازدواج. زناشوئی : شنیده ام که در این روزها کهن پیری خیال بست به پیرانه سر که گیرد جفت. سعدی. || برگزیدن مادینه نرینه ئی را به جفتی. اختیار کردن نرینه مادینه ئی را به جفتی : دعا کردن تا خدای تعالی وی را آهو گرداند و جفت گیرد و باز مردم شود. (مجمل التواریخ).
کلمات همقافیه با «جفت گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر