معنی جفته افشاندن
6 بازدید
[ جُ تَ / تِ اَ دَ ] (مص مرکب) جفته انداختن. جفته زدن. جفتک انداختن : از دو سندان چار دندان زحل در هم شکست جفته ای کز نیم راه آسمان افشانده اند. خاقانی. رجوع به جفته انداختن شود.
کلمات همقافیه با «جفته افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر