معنی جغدی
5 بازدید
[ جُ ] (حامص) چون جغد بودن. دارای خوی و خصال و رفتار جغد بودن. جغدآسائی. مانندگی به جغد.[ جُ ] (اِخ) اسم یکی از قلاع بجنورد است. زراعت آن آبی و از چشمه مشروب میشود. هوایش معتدل است. چهار خانوار سکنه دارد. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۵۰). دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع در ۹۲هزارگزی شمال باختری اسفراین و ۱۰هزارگزی جنوب راه شوسهٔ عمومی بجنورد، شقان. دامنه و معتدل است و ۱۶۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولش غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «جغدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر