معنی جغجغه
6 بازدید
[ جِ جِ غَ / غِ ] (اِ) چیزی از مس و یا چوب که در آن سنگ ریزه کنند بازیچهٔ طفلان را، که چون بجنبانند آوازی برآورد. بازیچهٔ اطفال و آن ظرفی خرد است از چوب یا حلبی و امثال آن و بر آن دستهٔ بلند و در میان ظرف ریگی چند که چون بجنبانند آواز کند. چالتاغ. رجوع به چالتاغ شود. (یادداشت مؤلف). || جغجغهٔ دندان؛ دندان کروچه. صدای بهم خوردن دندانها.
کلمات همقافیه با «جغجغه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غه» برای سرودن شعر