معنی جغجغ
8 بازدید
[ ] (ع اِ) جغجوغه. مو. موی سر. زلف. ج، جغاجغ. (دزی).[ جِ جِ ] (اِ صوت) صدای همهمه و وراجی. صدای حرف زدن درهم و برهم و ناشمرده. (فرهنگ رازی ص ۴۰): زاهد ز حسد جغ جغ باطل کند آغاز عاشق ز سر سوز چو زد نعرهٔ حق حق. اسیری. || صدای بهم خوردن دندانها. || صدای بهم خوردن بشقاب یا چیزهای دیگر مانند آن. || صدای افزار ماشینی که درست جفت نشده باشد.
کلمات همقافیه با «جغجغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جغ» برای سرودن شعر