معنی واژه جشار
4 بازدید
[ جَ شْ شا ] (ع ص) صیغهٔ مبالغه است از مصدر جَشر. ستوربان صاحب چراگاه اسبان. میرآخور. (منتهی الارب).[ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان امجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت در ۴۸هزارگزی جنوب خاوری در سر راه روداب -فاشکوه. مسکونی است و کوهستانی و سردسیر. سکنهٔ آن صد تن و مذهب آنان شیعه است و فارسی زبانند. آب از چشمه، محصول غلات و حبوبات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ جُ ] (ع اِ) چهارپا. (از اقرب الموارد). || سرفه. (منتهی الارب).[ جُ ] (ع اِ) چهارپا. (از اقرب الموارد). || سرفه. (منتهی الارب).