معنی جسیس
4 بازدید
[ جَ ] (ع ص) خبرپرسنده برای بدی. (منتهی الارب) (آنندراج). جاسوس که اخبار بدست آورد و به مقامات بالاتر برساند. (از متن اللغة). خبرپرسنده برای بدی و جاسوسی. (از ناظم الاطباء). جاسوس. رجوع به این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «جسیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر