معنی جسار
6 بازدید
[ جَ سْ سا ] (ص نسبی) این کلمه منسوب است به جسری که بر بالای دجله است. (از لباب الانساب).[ جَ سْ سا ] (اِخ) احمدبن عیسی بن هارون بغدادی مکنی به ابوجعفر بدین لقب مشهور است. وی از عبدالاعلی بن حماد نرسی روایت کرد و ابوالحسن احمدبن جعفربن محمد خلال که اسم او را محمد و لقب وی را رشاش نیز گفته اند از او روایت داشته است و اصل کلمه منسوب به جسر دجله است. (از لباب الانساب). و رجوع به مادهٔ قبل شود.[ ] (اِخ) در صورالاقالیم گوید: شهری کوچک است در باغستان (از دیار بکر و ربیعه) و کوهستان ایشان زرع میکنند. (از نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۰۳).
کلمات همقافیه با «جسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر