معنی جساد
6 بازدید
[ جِ ] (ع اِ) زعفران. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی) (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). زعفران. شَعَر. فَید. مَلاب. عَبیر. مَردَقوش. (المعرب جوالیقی از ابن الاعرابی ص ۳۱۶). زعفران را گویند و آنرا به عربی شعورالصقالبه خوانند. (برهان). زعفران و امثال آن از رنگهای سرخ و زرد. (از بحر الجواهر).[ جُ ] (ع اِ) پیچش شکم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). دردی است در شکم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جساد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر