معنی جزیت دادن
6 بازدید
[ جِ زْ یَ دَ ] (مص مرکب) جزیه دادن. خراج زمین دادن. خراج سرانه دادن ذمی : چه باید رصدگاه دارا شدن به جزیت دهی آشکارا شدن.نظامی. شاه رومی قبای چینی تاج جزیتش داده چین و روم خراج.نظامی. بده جزیت از ما ببر کینه را قلم درمکش رسم دیرینه را.نظامی. رجوع به جزیه و جزیت شود.
کلمات همقافیه با «جزیت دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر