معنی جزیت

معنی جزیت

5 بازدید
[ جِ زْ یَ ] (معرب، اِ) جزیه. معرب گزیت است. گزید. و جزیت گزیت است معرب کرده. (مجمل التواریخ). و رجوع به جزیه و گزیت شود: و سیم کافی ناصح که خراج و جزیت ... بر وجه استقصاء بستاند. (کلیله و دمنه). تضرعها کرد و ملتزم جزیت و فدیت شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۳). نگینش گر نهد یک نقش بر موم خراج از چین ستاند جزیت از روم.نظامی. چو صبح از رخ روز برقع گشاد ختن بر حبش داغ جزیت نهاد.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «جزیت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید