معنی جزیء
6 بازدید
[ جَ ] (ع ص) طعام جزی ء؛ طعام کافی و بسنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «جزیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر