معنی جزوز
4 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) پشم بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گوسفند فریزکردنی، مؤنث و مذکر در آن یکسان است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). گوسفند فریزکردنی، نر باشد یا ماده. و در لسان از ثعلب نقل شده از این نوع آنچه اسم باشد بدون «هاء» نیاید همچون قتوبه، رکوبه، حلوبه، و علوفه، و لحیانی گوید: این گونه اسماء با هاء و بدون آن هر دو آید. (از ذیل اقرب الموارد از قاموس). جَزوزَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ذیل اقرب الموارد). و رجوع به جزوزة شود.[ جُ ] (ع مص) خشک گردیدن خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). خشک شدن خرما و جز آن. || رسیده شدن خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جزوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر