معنی جزوری
4 بازدید
[ جَ ] (ص نسبی) منسوب است به جزور که بمعنای شتر کشتنی باشد. (از لباب الانساب).[ جَ ] (اِخ) لقب قیلة دختر عامربن مالک بن مصطلق بن سعدبن خزاعه. وی از جهت بزرگ تنی ملقب به جزوری شد. او مادر اسدبن هاشم بن عبدمناف و جدهٔ مادری فرزندان ابوطالب بن عبدالمطلب بود، زیرا مادر آنها فاطمهٔ بنت اسد بود و هر کس که به وی منتسب باشد او را جزوری گویند. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «جزوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر