معنی جزوء
6 بازدید
[ جُ ] (ع مص) بسنده کردن. || بسنده کردن ستور به گیاه تر از آب. (از تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغة) (از منتهی الارب). جَزء. جُزء. رجوع به این کلمات شود.
کلمات همقافیه با «جزوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر