معنی جزمة
5 بازدید
[ جَ مَ ] (ع مص) یک بار خوردن. (از منتهی الارب) (از آنندراج). یک بار خوردن در شبانه روز. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).[ جَ مَ ] (معرب، اِ) کفش ساقه بلند و به این معنی دخیل است. (از متن اللغة). نوعی کفش ساق بلند است که ساق نزدیک به زانو میرسد و آن معرب است از جزمهٔ ترکی. (از قطرالمحیط).[ جِ مَ ] (ع اِ) پارهٔ هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || یک گله از شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). گلهٔ اشتر. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). || صد رأس به بالا از مواشی یا ده رأس تا چهل رأس از مواشی یا یک گله از شتر. (از قطرالمحیط) (از متن اللغة). || یک رمه از گوسپند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از قطرالمحیط).[ ] (اِخ) از طسوج ساوه طسوج جبل. (تاریخ قم ص ۱۱۸).
کلمات همقافیه با «جزمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر