معنی واژه جزمازج
5 بازدید
[ جَ ما زَ ] (معرب، اِ مرکب) معرب گزمازک و میوهٔ درخت گز است. (از منتهی الارب). مأخوذ از گزمازک که میوهٔ درخت گز باشد. (ناظم الاطباء). کزمازج است که ثمرةالطرفا باشد. (فهرست مخزن الادویه). ثمرةالطرفا است و معرب از گزمازک که به عربی آنرا ثمرةالطرفا خوانند و حب الاثل همان است. (از برهان ذیل گزمازک). ثمرةالطرفا است، به پارسی کزمارخ و گزمازک خوانند و طبیعت وی گرم است در اول درجهٔ اول خشک است و در آخر آن و گویند سرد است در اول و قطع رعاف بکند و چون بپزند به آب و بر سر ضماد کنند نافع بود و ریش شش را سودمند بود و مقدار استعمال دو درم بود. (از اختیارات بدیعی). و رجوع به تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۱۰۹ و دزی ج ۱ ص ۱۹۳ شود.