معنی جزبلاله
5 بازدید
[ جِ بَ لَ / لِ ] (اِ صوت) در تداول عامه، بانگ ناگهانی کودک آنگاه که او را رنجی رسانند یا گزنده ای او را بگزد. گریه با آوازی ناگهانی و سخت بلند در اطفال آنگاه که دردی سخت چون گزیدن گزنده ای آنانرا رسد. (یادداشت مؤلف). این کلمه با مصادر زدن و بلند شدن و کشیدن ترکیب شود. - جزبلاله اش بلند شدن؛ ناگاهان فریاد طفل برآمدن هنگامی که جانوری او را بگزد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جزبلاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر