معنی جزا کردن
7 بازدید
[ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) پاداش نیک یا بد دادن : کس جهان را به بقا تهمت بیهوده نکرد که جهان جز بفنا کرد مکافات و جزاش. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «جزا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر