معنی جزالة

معنی جزالة

4 بازدید
[ جَ لَ ] (ع مص) بزرگ شدن. (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (دهار). زفت شدن. (المصادر زوزنی). || تمام شدن. (آنندراج) (المصادر زوزنی). || محکم شدن. (آنندراج). محکم رأی شدن. (از منتهی الارب). استواررأی گردیدن. (ناظم الاطباء). رأی نیکو داشتن. (از متن اللغة) (از تاج العروس). || (اِمص) استواری کار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خوبی و بزرگی. ضد رکاکت. (آنندراج). || قدرت فصاحت در کلام. || متانت و جودت در رأی. (از متن اللغة). || (اصطلاح بدیع) نزد بلغا کلامیست که به الفاظ فصیح و ترکیب عالی و معانی بدیع آورده شود و کلمه ای بعد کلمه ای چنان موافق و محکم نشیند که اگر خواهد کلمهٔ دیگر بجای او بیاورد، لطافت ترکیب زائل گردد. کذا فی جامع الصنایع. و مخفی نیست که کلام الهی همه جزیل و بلیغ است. (کشاف اصطلاحات الفنون).

کلمات هم‌قافیه با «جزالة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید